محمد ابراهيمى وركيانى

138

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

نكرد از خندق عبور نمايد و سپاه مكه نيز تنها به تيراندازى بسنده كردند . « 1 » در اين ميان باد شديدى وزيدن گرفت و چادرهاى سپاه مكه كه در منطقه غيرمسكونى نصب شده بود ، از زمين كنده شد و بر شدت سرما نيز افزوده گشت . بدين‌سان ، ابوسفيان نااميدانه و بدون حصول نتيجه‌اى فرمان عقب‌نشينى را صادر كرد و به‌سرعت روانه مكه شد . نقل شده كه در اين جنگ ، پيامبر به‌هنگام رويارويى على ( ع ) با عمرو فرمود : « قد برز الاسلام كله على كفر كلّه » ؛ يعنى تمام اسلام در برابر تمام كفر قرار گرفته و به همين‌رو اگر على پيروز شود ، شكست نهايى بر دشمن وارد مىآيد و بالعكس . حضرت پس از پيروزى على ( ع ) بر عمرو نيز فرمود : « ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين » . « 2 » بدين‌ترتيب ، همان‌گونه شد كه پيامبر فرمود ؛ چنان‌كه پس از جنگ خندق ، مردم مكه توانايى جنگ را از دست دادند و تا فتح مكه با پيامبر نجنگيدند . از اين پس ، حضرت تنها با احزابى كه در جنگ خندق با قريش همراه بودند ، پيكارهايى داشته است « 3 » و مردم مكه نيز به‌گونه‌اى از نظر اقتصادى ضعيف شده بودند كه پيامبر ( ص ) براى آنان به‌عنوان « مؤلّفة قلوبهم » ، كمك مالى مىفرستاد . « 4 » غزوهء بنىقريظه خداوند كفار را با دلى پر از خشم بدون كمترين نتيجه‌اى دفع فرمود و مؤمنان را از درگيرى با آنان بىنياز ساخت و خداوند توانا و شكست‌ناپذير است و

--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 1 ، ص 644 . ( 2 ) . مفيد ، الارشاد ، ج 1 ، ص 131 ؛ حاكم نيشابورى ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 32 . ( 3 ) . پيامبراكرم ( ص ) در پايان جنگ احزاب فرمود : « الآن نغزوهم ولا يغزوننا ؛ از امروز ما با آنها مىجنگيم و آنها با ما جنگ نخواهند كرد . » ( ابن‌اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 184 ) ( 4 ) . بنگريد به : ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 416 . او مىنويسد : « پيامبر ( ص ) چون از بيچارگى و نيازمندى و سختى و قحطى مردم مكه خبر يافت ، توسط عمرو بن اميه ضمرى براى آنان مقدارى طلا فرستاد و به او فرمود كه آن را به ابوسفيان بن حرب ، صفوان بن اميه و سهل بن عمرو بسپارد و سه بخش سه بخش پراكنده‌اش سازد . صفوان بن اميه و سهل بن عمرو از گرفتن كمك مالى پيامبر ( ص ) امتناع ورزيدند ، ولى ابوسفيان تمامش را گرفت و بر بينوايان قريش تقسيم كرد و گفت : خداوند برادرزاده‌ام را پاداش نيك دهد ؛ زيرا با خويشاوندان خود نيكوكار است . »